تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

جدایی

 
 
ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل خیرآشنایی
 
همه شب نهادهام سر، چوسگان، بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانهی گدایی

مژهها و چشم یارم به نظرچنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی

در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی

به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟

به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی

در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3 

بی قرار

 

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

 

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

 

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

 

بی توهر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

 

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

 

http://i40.tinypic.com/2ish3k1.jpg

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3 

سنگ قبرم !!

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود
اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود
تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود
چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت
عمري براي هر تيشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر
پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3  | 

شرح عشق

هر چه گويم عشق را شرح و بيان              چو به عشق آيم خجل باشم از آن

 

ای قناعت توانگرم گردان                          که ورای تو هيچ نعمتی نيست

 

کنج صبر اختيار لقمان است                    هر که را صبر نيست حکمت نيست

 

گر گزندت رسد زخلق مرنج                        که نه راحت رسد زخلق نه رنج

 

از خدا دان خلاف دشمن و دوست                 که دل هر دو در تصرف اوست

 

خواهی که خدای بر تو بخشد                          با خلق خدای کن نکويی

 

همراه اگر شتاب کند در سفر تو نيست           دل بر کسی مبند دلبسته تو نيست

 

 همراه اگر شتاب کند در سفر تو نيست دل بر کسی مبند دلبسته تو نيست

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3  | 

ستاره

 تا كدوم ستاره دنبال تو باشم

                      تا كجا بي خبر از حال تو باشم

مگه ميشه از تو دل بريد و دل كند

                         بگو مي خوام تا ابد مال تو باشم

از كسي نيست كه نشوني تو نگيرم

                          به تو روزي ميرسم كه من بميرم

هنوزم جاي دو دستات خالي مونده

                     تا قيامت توي دستاي حقيرم

خاك هر جاده نشسته روي دوشم

                              كي مياد روزي كه با تو رو به رو شم

منكه از اول قصه گفته بودم

                       غير تو با سايه ام نميجوشم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3  | 

من و تو

 

من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

+ نوشته شده در  ساعت   توسط َAC3  |